علی علیه السلام و پاسخ به شبهات درباره ایشان
شنبه ٢۱ آبان ۱۳٩٠ :: ۳:٤٩ ‎ق.ظ ::  نويسنده : حسین مداحی

در طول تاریخ تشیع ، خصوصا تاریخ زندگانی اهل بیت صلوة الله علیهم اجمعین ، به مناسبت های مختلف ، اوصاف امام و ولی مسلمین (به جهت تبیین آیات فراوان قرآن مجید در خصوص ولی امر مسلمین) از زبان معصومین ، بیان شده است  اما هیچ کدام از این کلمات و سخنان ، از حیث جامعیت به پای زیارت جامعه ی کبیره نمی رسد .

زیارتی که دریایی از آموزه های الهی را در بر داشته و یکی از مطمئن ترین منابع دریافت تعالیم اسلامی از زبان امام هادی علیه السلام برای شیعیان می باشد .

فقرات این زیارت بر بلندای قُلَل فصاحت و چکاد بلاغت ، درخششی چونان خورشید دارد که در عین زیبایی تعابیر ، آنچنان شیوا و رساست که هر خواننده و شنونده ی اهل علمی را ، واله و شیفته ی خود می سازد چنانکه برخی از بزرگان ، برای اثبات ِصحت ِصدور این زیارت از جانب امام معصوم ، فقط و فقط به متن آن کفایت کرده اند و این شیوایی با چنان محتوایی را ، فقط و فقط از جانب معصوم دانسته که همردیف نهج البلاغة و صحیفة کاملة سجادیة می باشد.
زیارت جامعه ی کبیره ، بر طبق آنچه بزرگان علمای شیعه نقل فرموده اند ، بی همتا بوده و در آن ، معانی عمیق از اوصاف رهبران شیعه ، بیان شده است که اگر بخواهیم در یک جمله ، توصیفی برای این زیارت داشته باشیم ؛ وصف الإمام مِن لِسان الإمام است و اگر امروز بخواهیم پای درس امام هادی علیه السلام بنشینیم ، یک اقیانوس معارف دینی علاوه بر امام شناسی در این زیارت نهفته است که باید به آن مراجعه نمائیم .

علامه ی بزرگوار حضرت آیت الله محمد باقر مجلسی رحمت الله علیه ، صاحب کتاب گرانسنگ ” بحار الانوار ” در جلد یکصد و دوم این اثر زیارت جامعه ی کبیره را اینگونه وصف مینماید :

« زیارت جامعه ی کبیره از جهت سند ، صحیح ترین زیارت ها ؛ از نظر موارد ، جامع ترین آنها ؛ از نظر لفظ ، فصیح ترین آنها ؛ از نظر معنی بلیغ ترین و از جهت رتبه ، والاترین آنهاست »

و نیز مرحوم علامه محمد تقی مجلسی ، پدر بزرگوار علامه مجلسی صاحب بحار الانوار در کتاب روضة المتقین فی شرح من لا یحضره الفقیه للصدوق ، جلد پنجم صفحه ی ۴۵۱ پس از شرح تشرفش محضر ناموس روزگار ، حضرت ولی الله الاعظم عجل الله فرجه الشریف ، می نویسد :

« من دیگر هیچ تردیدی ندارم که این زیارت از امام هادی علیه السلام است ، زیرا به تائید حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف رسیده است  و تردیدی نیست که آن کاملترین و زیباترین زیارات است و من بعد از این واقعه (تشرف خدمت امام زمان ) بیشتر اوقات ، ائمه علیهم السلام را با این زیارت ، زیارت می کردم و در عتبات عالیات جز با این زیارت ، آنها را زیارت نکردم »

آری !

http://shiaupload.ir/images/47383093809519423336.jpgفصاحت و بلاغت این کلام امام هادی علیه السلام تا به جائی دلرباست که از انگشت شمار زیاراتی است که علیرغم غفلت برادران اهل تسنن از ادعیه مأثوره ، به برخی کتب معتبر آنها از جمله « مستدرک » حاکم نیشابوری و نیز « فرائد السّمطین » شافعی  راه یافته است.

و بر ما شیعه فرضیست مستحکم که از معانی این زیارت عظیم الشأن، غافل نباشیم چرا در پیام هایی که از امام عصر به شیعیان رسیده است ، مداومت بر این زیارت به وضوح به چشم می خورد .

مطالب مرتبط : چهارده نکته ی مهم در زیارت جامعه ی کبیره



موضوع مطلب : اهل بیت / جامعه ی کبیره / امام هادی
شنبه ۱٤ خرداد ۱۳٩٠ :: ٦:٠٤ ‎ب.ظ ::  نويسنده : حسین مداحی

از آنجاکه این زیارت ، بر نقل نصوص مختلف ، معتبرترین زیارات بوده و توصیه به خواندن آن در مشاهد مشرفه ، اکیدا به چشم می خورد ؛ توجه به مضامین مهم آن نیز باید مورد توجه قرار بگیرد .
1 – السلام علیکم یا اهل بیت النبوه :
خاندان پیامبری :
دقت فرمایید . می گوید خاندان پیامبری و نمی گوید خاندان پیامبر
2 – ساسة العباد :
دین از سیاست جدا نیست:
ائمه ی شیعه ، تنها رهبران دینی مردم نبوده و سیاستمدار ترین افراد روزگار خود نیز بوده و شعار جدایی دین از سیاست توطئه ای پرورش یافته توسط دشمنان دین است .


3 - وَحُجَجِ اللَّهِ عَلى اَهْلِ الدُّنْیا وَالاْخِرَةِ وَالاْولى
سه برهه ی زمانی بسیار مهم و اهل بیت :
امامان شیعه در سه برهه ی زمانی بسیار مهم ، حجت های بر مردم بوده اند :
الف : دنیا
ب : آخرت
ج : اولی ( آیا تا به حال به این برهه زمانی فکر کرده اید  که اولی کجا بوده است ؟!)
4 - اَلسَّلامُ عَلى مَحاَّلِّ مَعْرِفَةِ اللَّهِ
امن ترین راه رسیدن به خدا :
آنچه که مسلم است و در لسلن روایات به آن اشاره شده است اینست که راه های رسیدن به خداوند ،بسیار زیاد است اما آنچه باید بر اساس نص جامعه ی کبیره مورد توجه قرار بگیرد اینست که :
امن ترین راه ، طریق اهل بیت است.

5 - اَیَّدَکُمْ بِرُوحِهِ
تاییدات با روح :

بزرگترین فرشته ی الهی به نام روح ( که برخی از مفسرین ، ذیل آیات سوره ی قدر و آیه تنزل الملائکه و الروح فیها ، اشاره به این مطلب داشته اند )که اعظم ملائکه ی الهی می باشد؛ همواره همراه اهل بیت عصمت و طهارت بوده است و ایضا می باشد !

6 - وَالْبابُ الْمُبْتَلى بِهِ النّاسُ مَنْ اَتیکُمْ نَجى وَمَنْ لَمْ یَاْتِکُمْ هَلَک
اهل بیت محک ایمان:
آنچه بر اساس روایت مختلف بدان اشاره شده است، خاندان عصمت و طهارت،محک ایمان برای انسان ها هستند . هرکس ایشان را به عنوان نمایندگان الهی پذیرفت ، نجات یافته و هرکس رو گردان شود ، هلاک می گردد .

 

7 - وَجَعَلَ صَلَواتَنا عَلَیْکُمْ وَما خَصَّنا بِهِ مِنْ وِلایَتِکُمْ طیباً لِخَلْقِنا وَطَهارَةً لاِنْفُسِنا وَتَزْکِیَةً لَنا وَکَفّارَةً لِذُنُوبِنا
اهل بیت جلوه ای از رحمة للعالمینی پیامبر اسلام :
اگر خداوند ، گناهان خلائق بپوشاند و لباس رحمت بر آنان ، بواسطه ی اهل بیت است . که در برخی روایات داریم در روز قیامت،خیل کثیری از بندگان الهی را دستگیری می نمایند و ایضا در این دنیا به برکت حضور نورانیت ایشان ، گناهان بخشیده می شود همانطور که در زیارت نامه ی آنها نیز اشاره شده است که زائر ایشان در حال معرفت ، تمامی گناهانش بخشیده شده و مإوایش بهشت خواهد بود.

 

8 - وَبَرِئْتُ اِلَى اللَّه عَزَّوَجَلَّ مِنْ اَعْداَّئِکُمْ وَمِنَ الْجِبْتِ وَالطّاغُوتِ وَالشَّیاطینِ وَحِزْبِهِمُ الظّالِمینَ لَکُمْ وَالْجاحِدین لِحَقِّکُمْ وَالْمارِقینَ مِنْ وِلایَتِکُمْ وَالْغاصِبینَ لاِرْثِکُمْ وَالشّاَّکّینَ فیکُمْ وَالْمُنْحَرِفینَ عَنْکُمْ وَمِنْ کُلِّ وَلیجَةٍ دُونَکُمْ
دشمن شناسی و کشف کُـدهای کلامی اهل بیت :
مقوله ی بسیار مهم دشمن شناسی در مکتب اهل بیت در هر زمان مورد توجه ایشان بوده و به مناسبت های مختلف ، کدهایی از جانب این انوار مقدسه صادر می شده تا دشمنان را به مردم ، معرفی نمایند از جمله کدهایی همانند جبت و طاغوت که باید مورد توجه قرار گرفته شود .

 

9 - مَنْ اَرادَ اللَّهَ بَدَءَ بِکُمْ
تاکید موکد و مجدد به خداشناسی از درگاه اهل بیت :
هرکس خدا را بخواهد باید با اهل بیت شروع کند چرا که محل امن شناخت الهی ، از درگاه خزائن علم خواهد بود .

 

10 -  بکُمْ فَتَحَ اللَّهُ وَبِکُمْ یَخْتِمُ وَبِکُمْ یُنَزِّلُ الْغَیْثَ وَبِکُمْ یُمْسِکُ السَّماَّءَ اَنْ تَقَعَ عَلَى الاْرْضِ اِلاّ بِاِذْنِهِ وَبِکُمْ یُنَفِّسُ الْهَمَّ وَیَکْشِفُ الضُّرَّ وَعِنْدَکُمْ ما نَزَلَتْ بِهِ رُسُلُهُ وَهَبَطَتْ بِهِ مَلاَّئِکَتُهُ

اهل بیت دلیل رحمت واسعه ی الهی ، بر خلائق :
به عبارت دیگر همانطور که در حدیث معراج از زبان پیامبر اسلام نیز بدان اشاره شده است و نیز در احادیث قدسی متعدد هم مذکور است ؛ اهل بیت دلیل خلقت و واسطه ی رحمت الهی بر بندگان هستند .

 

11 _  وَبِکُمْ اَخْرَجَنَا اللَّهُ مِنَ الذُّلِّ وَفَرَّجَ عَنّا غَمَراتِ الْکُرُوبِ وَاَنْقَذَنا مِنْ شَفا جُرُفِ الْهَلَکاتِ
تمسک به اهل بیت باعث  نجات از گمراهی ها :
خواستنی ها ، فقط و فقط از این خاندان جائز است و چراغ هدایت در ظلمات گمراهی ها ، خود خودشان هستند .به عبارت دیگر اشاره به احادیث متعدد در این زمینه دارد و ایضا زیارت خاص امیر المومنین علی علیه السلام که در هلکات و پرتگاه های بسیار خطرناک ، از دوستداران ، دستگیری کرده و سنگینی های ایشان را به دوش می کشند .( به زیارت مخصوصه ی امیر المومنین علی علیه افضل صلوة المصلین در 27 رجب دقت فرمایید و ایضا در آن تامل )

 

12 – بِمُوالاتِکُمْ عَلَّمَنَا اللَّهُ مَعالِمَ دِینِنا وَاَصْلَحَ ماکانَ فَسَدَ مِنْ دنیانا
اهل بیت باعث رشد فکری و جبران خسارات دنیایی :
آشنایی با آل بیت پیامبری ، آشنایی با معارف دینی و الهی است و در نتیجه جبران کننده خسارات دنیایی و آخروی .

 

13 -اِنَّ بَیْنى وَبیْنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ ذُنُوباً لا یَاْتى عَلَیْها الا رضاکم :

بخشش فقط با نظرخاص اهل بیت :
خداوند گذشت از بندگان و بخشوده شدن آنان را در گرو رضایت اهل بیت پیامبر خویش قرار داده است بدین معنا که اگر این خاندان از کسی رضایت داشته باشند خداوند هم از او راضی خواهد بود .

14- اَللّهُمَّ اِنّى لَوْ وَجَدْتُ شُفَعاَّءَ اَقْرَبَ اِلَیْکَ مِنْ مُحَمِّدٍ وَاَهْلِ بَیْتِهِ الاْخْیارِ الاْئِمَّةِ الاْبْرارِ لَجَعَلْتُهُمْ شُفَعاَّئى

برترین خلائق :
در هستی و خلقت کسانی جز آل بیت پیامبری ، برترین خلائق نزد خداوند نیستند . حتی انبیاء و اولیاء .(اشاره به حدیث معراج  فرمایش پیامبر اسلام )

 

با تامل در این 14 بند به یک نکته ی بسیار مهم متوجه خواهیم شد که : خداوند اختیار تمامی امور را در دنیا و آخرت ، به اهل بیت عصمت و طهارت ، تفویض کرده است .

طوبی لمن یحبهم


موضوع مطلب : اهل بیت / امام هادی / جامعه ی کبیره
جمعه ٢٦ فروردین ۱۳٩٠ :: ٦:٢٦ ‎ب.ظ ::  نويسنده : حسین مداحی

شعبی می گوید:روزی عبدالملک بن مروان مرا فراخواند و گفت: موسی بن نصر ـ فرمانده ما در افریقا و امیر طارق بن زیاد فاتح اسپانیا ـ نامه ای برای من فرستاده ودر آن نوشته است: به من خبرداده اند که حضرت سلیمان (علیه السلام) در زمان خود، به گروه جن امر کرده است که شهری از مس برای او بسازند، و تمام عفریت ها و جنّیان برای ساختن آن گرد آمدند و آن را از چشمه غنی مسی که خداوند برای سلیمان پدید آورده بود، بنا کردند.محل این شهر در بیابانی در اسپانیا است، و گنجهایی که سلیمان به ودیعه گرفته بود، در آن است. من می خواهم به طرف آن حرکت کنم.یکی از کارگزاران نزدیکم مرا مطّلع نموده است که مسیر منتهی به آن، بسیار ناهموار و دشوار است، و بدون آمادگی و پشتیبانی لازم و آذوقه زیاد نمی توان این مسافت طولانی و دشوار را طی نمود، و هیچ کس جز «دارا بن دارا» ـ پادشاه ایران که به دست اسکندر مغلوب شد ـ نتوانسته است به بخشی از آن برسد.


هنگامی که اسکندر او را کشت، گفت: قسم به خدا! تمام سرزمینها را به تصرف خود در آوردم و اهل هر سرزمین پیش من سر تسلیم فرود آورده اند. هیچ زمینی نمانده که من در آن گام ننهاده باشم مگر این سرزمین که در اسپانیاست.
دارا آن را دیده است، به همین دلیل قصد آنجا نموده ام تا از دست یافتن به حدّی که دارا بدان رسیده است باز نمانم.
یک سال طول کشید تا اسکندر نیز خود را آماده و مجهّز نمود، هنگامی که فکر می کرد آمادگی این کار را یافته است گروهی از افرادش را برای تحقیق فرستاد. آنان پس از تحقیق به او اطلاع دادند که موانعی غیر قابل عبور در مسیرِ منتهی به آنجا وجود دارد. اسکندر نیز از رفتن منصرف شد.
عبدالملک بن مروان پس از گفت و گو با من، نامه ای به موسی بن نصر نوشت و به او دستور آمادگی و تهیّه پشتیبانی لازم برای اجرای این کار را صادر کرد.
موسی بن نصر آماده گردید و به طرف آن شهر خارج شد، و آنجا را دیده و بر احوال آن آگاهی یافت و بازگشت.
او گزارشی برای عبدالملک تهیّه کرد ودر آخر گزارش چنین نوشت: بعد از گذشت روزهای زیادی و هنگامی که آذوقه ما به پایان رسید به دریاچه ای ـ که درختان زیادی در اطراف آن وجود داشت، رسیدیم و در آنجا به دیوار آن شهر برخوردیم.
من به کنار دیوار شهر رفتم. بر روی آن کتیبه ای به زبان عربی نوشته شده بود. ایستادم و آن را خواندم و دستور دادم از آن نسخه برداری نمودند. در آن کتیبه این شعر نوشته شده بود:
آنان که صاحب عزّت و مقام هستند بدانند،
و آنان که آرزوی جاودانگی دارند: که هیچ موجود زنده ای جاوانه نیست.
اگر مخلوقی می توانست در این مسابقه به جاودانگی برسد،
سلیمان بن داود بود که بدان می رسید.
آن کسی که مس چون چشمه ای جوشان برای او جاری شد،
و فوران مس برای او بخششی نامحدود بود،
پس به گروه جنّیان امر کرد با آن بنایی به یادگار بسازید،
که تا قیامت باقی مانده و شکسته و فرسوده نشود.
آنها نیز در سطح وسیعی آغاز به کار کردند و به شکل هول انگیزی،
بر اساس قواعد و اُصول محکم، سر به آسمان کشید.
و مس را در قالبهای مستطیل شکلی ریخته و حصار آن را ساختند،
آنچنان که از صخره های سخت و داغ استوار شد.
و تمام گنجینه های زمین را در آن جای داد.
و در آینده این گنج نامحدود آشکار خواهد شد.
آن گنجینه در اعماق زمین پنهان شد.
و در طبقات سخت زمینی انباشته ماند.
فرمانروایی گذشته او پس از او باقی نماند،
تا این که تبدیل به گوری شد ناپایدار،
این برای آن است که دانسته شود که حکومت پایدار نیست،
مگر حکومت پر از نعمت و بخشش خداوند،
هنگامی خواهد رسید که از نسل عدنان آن سرور متولّد شود.
او از نسل هاشم و بهترین مولود خواهد بود.
خداوند او را با نشانه هایی که مخصوص می گرداند، بر می انگیزد،
تا به سوی تمامی مخلوقات سفید و سیاه خدا برود.
کلیدهای تمامی گنجینه های زمین را داراست.
و جانشینان او همه آن کلیدها را خواهند داشت.
آنها خلفا و حجّت های دوازده گانه هستند.
که پس از بعثت او، جانشینان و سروران والامقام هستند.
تا این که قائم آنها به امر خداوند قیام می کند.
در آن هنگام از آسمان، او را به نام صدا می زنند.
هنگامی که عبدالملک نامه را خواند و «طالب بن مدرک»، فرستاده موسی بن نصر او را به وضوح مطّلع ساخت، به «محمّد بن شهاب زهری» که آنجا حضور داشت گفت: نظرت درباره این موضوع عجیب چیست؟
زهری گفت: به گمان من گروه جنّی که مسئولیت حفاظت از شهر را به عهده دارند هر که را بخواهد به طرف شهر برود به خیال و توهّم می افکند.
عبدالملک گفت: راجع به کسی که از آسمان او را صدا می زنند اطّلاعی داری؟
زهری گفت: از این مطلب درگذر.
عبدالملک گفت: چگونه از این درگذرم که این امری است بزرگ و دور از ذهن؟ باید با صراحت آنچه که از آن می دانی بگویی، آیا مرا آزار می دهی یا چیزی را از من مخفی می نمایی؟
زهری گفت: علی بن الحسین (علیهما السلام) به من گفته است: او مهدی و از نسل فاطمه (علیها السلام) دختر رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) است.
عبدالملک گفت: هر دوی شما دروغ می گویید، سخنان هر دوی شما همیشه باطل و قول شما دروغ بوده است. او مردی از نسل ماست.
زهری گفت: من فقط سخن علی بن الحسین (علیهما السلام) را نقل کردم، اگر می خواهی از خودش بپرس، چرا مرا ملامت می کنی؟ اگر دروغ است او دروغ گفته، و اگر راست می گوید یکی از دشمنان شما به شما کمک کرده است.
عبدالملک گفت: من نیازی به سئوال از فرزندان ابوتراب ندارم. ای زهری! این مطلب را پوشیده دار تا کسی از آن مطلع نگردد.
زهری گفت: به خاطر تو به کسی نخواهم گفت. [1] .

[1] بحار الانوار، ج 51، ص 164 ـ 166.

 



موضوع مطلب : امام زمان
RSS Feed